خرید بک لینک

برای هزارمین بار پیام نانوشته را پاک می کند ،قانون عجیبی وجود دارد ،قانونی که حکم می کند میان ماندن و رفتن ،فکر می کند بر سر یک دوراهی مانده تا شب تصمیمش را باید بگیرد ،فرصت زیادی نمانده برایش.

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت توسط

برچسب: نویسنده: یاسین باقریان تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 5:54

ساده و کوتاه می گویم ،برو

دل بريدن از تمامت، سخت بود

یک نفر دائم به من می گفت تو!

آسمانم بر هجومش تشنه بود

چشم می بندم ،دگر بازش نکن

اشتباهات من و تو ساده نیست

عاشقی یک قصه و افسانه است

در وصالش لذت جانانه نیست

ساده می گویم تو هم باور نکن

قصه کوتاه و زبانم قاصر است

از نوشتن تا وجودم فرق هاست

در حقیقت آسمان اینگونه نیست

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط

برچسب: نویسنده: یاسین باقریان تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 5:54

صد ها غزل به دفتر شعرم نشسته است

باید بچینمشان تا نمرده اند

بر روی دست دلم یک ترانه مرد

تردید می کنم که نویسنده اش منم

نمرود ذهن مدعی تاج و تختش است

خون تمام دفتر من را مکیده است

اعدام می کند نفس های ذهن خسته را
نمرود ذهن در طلب خون تازه است

نمرود قصه با گزش یک پشه نمرد
این من به پای غرورش سقوط کرد

آيينه ای شکست ،نگاهی دو تکه شد
یک آسمان به قعر جهنم سقوط کرد

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط

برچسب: نویسنده: یاسین باقریان تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 5:54

صفحه بندی